|
"اشک حرم نشين نهانخانه ی مرا...زانسوي هفت پرده به بازار مي کشي" ...خدايا رهايم مکن
|
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
لبیک...
نمی دانم آنانی که لجوجانه گوشهایشان را گرفته اند ومعانی بلند سخنانت را نمی شنوند؛ --------------------------------------------- -ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر سعی نابرده درین راه به جایی نرسی مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر الهی عجل لنا ظهوره
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 23:55 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
مقدمه اول : همه ی ایرانیان طرفداران میر حسین هستند . مقدمه دوم : احمدی نژاد 24 میلیون رأی آورده است. نتیجه : در انتخابات تقلب شده است . توضیح : نتیجه غلط است چون سالبه به انتفاء موضوع است ، یعنی چی؟ یعنی اینکه همه ایرانیان طرفداران میر حسین نیستند ، بلکه اندکی از آنان حامی او هستند ( در صورتی که تنها تهران را در نظر نگیریم ، والا چرا حق با شماست ، موسوی در تهران طرفداران زیادی داشت و بیشترین آرایش را در تهران کسب کرد) . مقدمه دوم را هم کسی میتواند بپذیرد که اولا به سیستم رأی گیری اعتقاد داشته باشد ؛ و الا کاملا روشن است کسی که نظام را قبول ندارد به هر نتیجه ای که مخالف طبع او باشد اعتراض میکند و آن را تقلب می شمارد و دوما به خودش و هموطنانش اعتماد کامل داشته باشد ، و الا کسی که معتقد است من چه رأی بدهم و چه رأی ندهم باز هم نتیجه همان است ؛ نتیجه میگیرد که 24 میلیون رأی یک آمار «من در آوردی» است و اصلا این عدد وجود خارجی ندارد ! *یک چیز برای من روشن نمی شود ، اگر این آمار دروغ محض است ، پس این همه من و امثالی (=امثالِ من) که به دکتر احمدی نژاد رأی دادیم درختیم؟ (بنا به اظهار رسانه های غربی) ، یا اینکه نواریم ؟ (نوار که پا نداره!) . چرا برخی نمی پذیرند که ما هم وجود داریم ، ما هم در این آب و خاک زندگی میکنیم و این 24592793 میلیون حقیقت داریم . ما هم ایرانی هستیم ، ما همانانی هستیم که نظر دادیم ، ولی برخی دوستان اظهار میکنند که ایران = طرفدارام موسوی ، ما را وحشیانی میخوانند که قصد جانان آنها را کرده ایم ! ما همانانی هستیم که به خاتمی رأی ندادیم ! آیا ما هم اینگونه مردم را به آَشوب کشیدیم؟ ما اینگونه اعتراص کردیم؟ ... نه ؛ ما فقط پذیرفتیم ، پذیرفتیم که 22 میلیون رأی به خاتمی حقیقت دارد ، پذیرفتیم که این 22 میلیون ایرانی اند ، پذیرفتیم که اینان نظر داده اند و نظر ایشان را محترم شمردیم ، ما آنها را وحشی نخواندیم ، ما بانکهایشان را ، ماشین هایشان را و «شادی یشان» را به آتش نکشیدیم ... پ.ن : خیلی دلگیرم ؛ خیلی ... از خیلی ها ... بعد نوشت : می ترسم ، نمی دانم این وضعیت تا کی ادامه دارد ؛ اوضاع تهران جالب نیست البته تا حدی کنترل شده ،الان دیگر کسی در تهران به موسوی ، احمدی تژاد یا شخص دیگری فکر نمی کند همه به زن و بچه هایی فکر میکنند که از ترس در حین فرار در خیابانها کشته می شوند .... به دست از خدا بی خبرانی که تیشه به ریشه مردم زده اند و نمی دانم کار را به کجا خواهند کشاند ... ---------------------------- تکمله: * مطلب از اینجاست: http://quatorze.blogfa.com/post-59.aspx_ دلم می خواد تو فرند فید مطلب بگذارم؛ امکان ورود نیست! فقط پست هایی که تو وبلاگ می ذارم اونجا نمایش داده می شه. _ آرامش مطلوب عزیز از این جا بهت می گم: علیک سلام
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 20:9 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یا لطیف!
در اين اوضاع، نخبگان و مجاهدان حزباللهي چه بايد كنند در شرایطی قرار گرفته ایم که بهت و سرگردانی بیش از همه چیز در آن جلوه دارد. بعضی از دوستان معتقدند باید به کناری نشست تا اوضاع خودبخود درست شود. بعضی دیگر هم معتقدند باید کاری کرد اما این که چه کار، نمی دانند. بعضی دیگر هم وارد اقداماتی می شوند که نهایتاً آن را بی نتیجه می یابند. در این شرایط توجه به چند نکته ضروری است: الف- اقلیتی وقیح می خواهند تصمیم خود را بر اکثریت تحمیل کنند و در این مسیر از ساده دلی مردمی که به میرحسین موسوی رای داده اند سوء استفاده می کنند. اشرافیت سیاسی و رسانه ای در جنون آمیزترین شکل خود گزینه به میدان کشیدن نیروهای اجتماعی و ماهی گرفتن از آب گل آلودِ اغتشاش را برای ادامه مسیر خود انتخاب کرده است. ب- نیروی انتظامی و رسانه منفعل ملی نمی توانند کاری در برابر این هجمه برنامه ریزی شده پیش ببرند. نیروهای مردمی باید به کلی از حرکت های دولتی قطع امید کنند و خود پا به میدان صیانت از آرای اکثریت بگذارند. ج- جنگ، جنگ احمدی نژاد و میرحسین نیست. و نباید گذاشت به جنگ رای دهندگان به این دو منتهی شود. این، جنگ بین اکثریت مردم بی زبان و بی رسانه است با جریان تندرویی که پیش تر هم در حرکت هایی همچون تحصن نمایندگان مجلس ششم و غائله 18 تیر نشان داد ابایی از به آتش کشیدن مملکت و قربانی کردن مردم و منافع عمومی ندارد. میرحسین نیز در خوشبینانه ترین حالت، قربانی این جریان فریبکار است. د- به نظر می رسد اولین و اصلی ترین مشکل ما در این موقعیت، بحران ایده است. ایده های نو و مبتکرانه ای که بتواند تاثیر گسترده بگذارند، تولید نشده و حتی زبان ها در برابر موقعیت تهاجمی مقابل به لکنت افتاده است. یافتن موضع تهاجمی و طراحی مضامین و قالبهایی که آگاهی و تعهد عمومی نسبت به شرایط موجود را افزایش دهد، اولین و کلیدی ترین قدم است که باید به سرعت انجام گیرد. هـ- فهرست زیر، 30 مسأله نظری و نیز سوژه هایی است که تامل در آن ها و شرح و بسطشان شاید بتواند ما را از بهت و انفعال خارج کند و برای ادامه مسیر و همچنین برنامه ریزی کوتاه مدت و میان مدت مفید واقع شود. شایسته است نیروهای انقلابی علاوه بر طراحی روش های ابتکاری مورد بحث در بند (د)، به تکمیل این فهرست نیز کمک کنند و هر کس به تناسب اطلاعات و تجارب خود به موشکافی حداقل یکی از این موضوعات بپردازد و یادداشتی تحلیلی و دقیق درباره آن بنویسد: 1- انحصار رسانه ها در دستان نخبگان و اشراف و تاثیر آن بر پایمال شدن حقوق روستانشینان و محرومان/ آسیب شناسی رسانه های کشور از حیث پایتخت زدگی. 2- تاثیر متقابل "پایتخت" و "سایر شهرها و روستاها" برای تعیین سرنوشت سیاسی کشور/ معکوس شدن روند سابق (اثرگذاری پایتخت بر کل کشور) در مردمسالاری دینی (اثر گذاری کل کشور بر پایتخت)/ چه عواملی جنس اکثریت مردم تهران را از جنس سایر مناطق جدا کرده است؟ 3- اکثریت خاموش مردم که این بار در خلال یک حضور 85درصدی به میدان آمدند، در روستاها و شهرستان ها به چه کسی رای دادند و چرا؟ در شهرهای بزرگ چه؟ 4- تحلیل منطقه ای و مردمشناختی رای دهندگان به احمدی نژاد و موسوی. 5- چرا موسوی و حامیانش باور نمی کنند احمدی نژاد رای آورده است؟/ نقد توهمات روشنفکری بویژه با تکیه بر ادعاهای زهرا رهنورد/ عوامل ایجاد توهم "اکثریت" بودن. 6- معنای "اطرافیان" و "حامیان" چیست؟ جایگاه و تاثیرشان چیست؟ هاشمی و موسوی چگونه از این مسیر ضربه خورده اند؟ 7- نقش هاشمی و نامه اول او در حمایت از موسوی و عملکردش. 8- سکوت ها و اشارات رهبر انقلاب در دو هفته گذشته نسبت به سخنان و عملکرد هاشمی، میرحسین و احمدی نژاد. 9- هاشمی گاه به منتظری تشبیه می شود و گاه از سوی خود و هوادارانش به شهید بهشتی. شباهت ها و تفاوت های او با هر یک از این دو شخصیت تاریخی چیست؟ 10- چرا موسوی حاضر نیست سخنان رهبر انقلاب درباره التزام به روند قانونی را بپذیرد؟/ مصادیق تقابل موسوی و رهبری در دو هفته گذشته. 11- ابزارهای بزرگنمایی تعداد رای دهندگان به موسوی بوِیژه در شهر تهران و نیز فضای اینترنت 12- مقایسه قضاوت های قطعی موسوی درباره تخلف انتخاباتی و ضرورت ابطال انتخابات، با اعلام اسامی مفسدین اقتصادی توسط احمدی نژاد پیش از تصمیم قضایی در این خصوص/ کار کدام باعث شد مملکت از هم بپاشد؟ 13- "فتنه"، "شبهه" و "نفاق" در قرآن و سنت دقیقاً چگونه تعریف شده اند و معیارهای تشخیص مصادیق آن ها چیست؟ 14- امکان یا عدم امکان تقلب گسترده در سیستم انتخاباتی کشور. 15- خاطرات ناظران صندوق ها از روند انتخابات و نتایج آرا در هر صندوق. 16- خاطرات ناظران صندوق ها در انتخابات سال ۱۳۸۰ (کم و کیف تقلب یا عدم تقلب برای خاتمی) 17- بررسی موشکافانه بهانه هایی که معترضان در خصوص سیر برگزاری انتخابات، به آن ها تمسک می کنند (از قبیل نحوه تمدید وقت، نحوه توزیع تعرفه ها، نحوه اعلام نتایج و ...) 18- مقایسه عملکرد موسوی با بازندگان دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری (توکلی، ناطق، هاشمی) 19- موسوی چگونه نیروهای اجتماعی را در ایام انتخابات به میدان آورد و چگونه تا اکنون آن ها را مدیریت کرده است؟/ آیا اکنون دعوت موسوی به حفظ آرامش نتیجه ای دارد؟ 20- تفاوت ها وشباهت های شرایط حاضر با دوران بنی صدر و چگونگی کنترل شرایط با الهام از آن مقطع تاریخی. 21- نقد آشوب ها و قانون گریزی های اخیر از نظر حامیان میرحسین موسوی. 22- ادبیات میرحسین در نامه ها و بیانیه ها و تاثیر آن بر افزایش التهابات. 23- نقد عملکرد صداوسیما و فهرست فعالیت هایی که رسانه ملی می توانست و می تواند برای فروکاستن التهابات انجام دهد. 24- بهترین و به لحاظ فرهنگی کم هزینه ترین راه مقابله با آشوب های خیابانی چیست؟ برخورد انتظامی؟ برخورد نیروهای بسیج؟ ایجاد تجمعات مردمی در مقابل آشوب ها؟ رها گذاشتن اغتشاشات؟... 25- آیا در اعتراضات خیابانی، راهی برای جداکردن مردم معترض از عناصر اغتشاشگر حرفه ای هست؟ 26- اعتماد از دست رفته مردمی که ساده دلانه شب ها بر بام ها الله اکبر می گویند چگونه می تواند بازگردد؟ 27- برای آگاه کردن و اقناع مردم معترضی که تحت تاثیر فضاسازی میرحسین موسوی قرار گرفته اند، چه گروه مرجع یا چه نگاه و ادبیاتی قابل استناد و قابل استفاده است؟ 28- قابلیت مساجد برای پوشش ضعف رسانه ای جبهه مردمی انقلاب. 29- قابلیت وبلاگها برای پوشش ضعف رسانه ای جبهه مردمی انقلاب/ نقد فضای فعلی وبلاگهای مذهبی و انقلابی به جهت انفعال، تکرار یا رکود. 30- ریشه یابی انفعال نیروهای انقلابی مستقل و نخبه در برابر فتنه حاضر/ راه های کلان بازگرداندن ابتکار عمل به نیروهای مردمی و متکی نبودن به رسانه ها و اقدامات دولتی. * اين مطلب رو محمدجواد ميري دوست عزيز و خوشفكرمون در اوضاع كنوني منتشر كرده كه بسيار موثر و راهگشا است --------------------------- تکمله: فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 11:42 توسط آرام
|
|
|||||
|
|||||