تبليغاتX
آن سوی هفت پرده
"اشک حرم نشين نهانخانه ی مرا...زانسوي هفت پرده به بازار مي کشي" ...خدايا رهايم مکن
یا لطیف!

                                 

-داشتم به این فکر می کردم که چه قدر این ناجور بودن های ظاهری و این غیر مترقبه بودن ها قشنگ است.
... یعنی من که می میرم برای این که کسی- حالا هر جا که هست - عین خودش باشد وقتی که آنجا نیست. یعنی خودش را پشت ظواهری که دو پول سیاه  نمی ارزند مخفی نکند. یا از ترس این که دیگران چه قضاوتی در باره اش می کنند؛ خودش را یک طوری که نیست جلوه ندهد. یا آن طوری که نیست جلوه ندهد. یا آن طوری که هست، خودش را بروز ندهد.1

-" اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند؛ یا اساسا آدم کوچکی است. " 2

از قضا آهشون خیلی ام دامنگیره - " خوب نیست آدم با عروسکش طوری رفتار کنه که انگار فقط یه عروسکه؛ دل نداره و نمی تونه نفرینش کنه.. " 3

------------------------------------
 تکمله:

 * عنوان فصلی از کتاب "کافه پیانو" نوشته "فرهاد جعفری"  که امروز چاپ بیستم اون رو خوندم.

 1. جمله طلایی کتاب از نظر خودم!
   این جملات در وصف علی دوست نویسنده در حالی گفته شده که تو کافه ای پر از خرت و پرت های دنیای مدرن روی یه جانماز با نقش بته جقه داشته نماز سر وقتش رو می خونده.

 2و3. جملات طلایی کتاب از نظر نویسنده.

 - وقتی کتاب رو می خوندم احساس می کردم که دارم روزانه نویسی های یه وبلاگ نویس رو می خونم.

 - فرهاد جعفری به 11 دلیل از دکتر احمدی نژاد حمایت کرده بود و بعد از آن عده ای از موج سبزی ها کتابش را برای نشر چشمه پس فرستادند!

 - فرهاد جعفری در جواب مطالبی از تابناک توضیحاتی داده که در پیوندهای روزانه گذاشتم  
 

http://www.goftamgoft.com/note.php?item_id=595  که در جایی از آن گفته:
 
وقتی شب پیش، سخنان آیت‌اله خامنه‌ای را شنیدم که در فرازی از صحبت‌هاشان گفتند «باید مراقب باشیم که برای خدا کار کنیم»؛ صبح که رفتم بخوابم، شاید برای نیم‌ساعت در این فکر بودم که «چطور می‌شود برای خدا کار کرد؟! و مطمئن بود که برای او کار کرده‌ایم؟!». و فقط وقتی خوابم برد که پاسخی برایش یافتم. که البته معلوم نیست درست باشد، اما به‌نظرم می‌رسد که با خرد بشری و امکانات انسانی، مطابق‌تر و امکان‌پذیر است.

 - بعضی ها این کتاب را با "بیوتن" امیر خانی مقایسه کردند! اما به نظر من که کاملا متفاوت هستند و بیوتن چندین سر و گردن بالاتر از کافه پیانو هست. حداقلش اینه که امیرخانی خودش را مثل جعفری سکولار نمی دونه. که امیر خانی اگه از نماز و روزه ای تو قلب بلادی که "در آن نمی شه زندگی دینی داشت"؛ می نویسه بهش اعتقاد قلبی داره.
 شاید فقط از این نظر که تکه کلام های مخصوص و نویی در سراسر داستان خودنمایی می کنه و نویسنده ابایی از گفتنشون نداشته؛  و کتاب در مدت کوتاهی به چاپ های مجدد رسیده یه جورایی با بیوتن شبیه باشه.


                                                   دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
                                                                    فقط بگو به طبیبان دعا  کنند مرا
 
    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:11  توسط آرام   | 

 یا لطیف!

                    


...چیزی وجود ندارد که بگویم،من خود را پایبند نساخته ام اما پایبندم!
- نمی فهمم ؟!
-فایده ی پیمانها چیست؟این پیمانها نیستند که در میان مردم بستگی ایجاد می کنند.اگر انسان احساسی خاص نسبت به چیزی داشته باشد این احساس او را بدان وابسته میسازد ولی اگر چنان احساسی در او نباشد هیچ عاملی قادر به ایجاد چنین وابستگی نخواهد بود...*
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 5:31  توسط آرام   | 

یا لطیف!

   

                       

    شايد وقتي زبان الکني دارم نبايد حرف بزنم؛ اما سخن گفتن از زبان ديگران جبران مي کند گاهي!

               

در بد آب و هوا ترين بلاد عالم، در ميان صورت‌هايي خشمگين و شهوت‌هايي آخته و خون‌هاي تيره از انگور و خرما، خدا سخني شد در سينه‌ي مردي و از شکم برآمده‌ي زني، از ميان ديواري شکافته خداوندي جوان متولد شد. نه آسمان به زمين چسبيد و نه زمين به آسمان جهيد و نه آن سرزمين سوخته، بهشت برين شد! ... خدا به همين سادگي وارد دنيايي شد که آفريده بود، ميان نيرنگ و نفرت و شهوت مردمي که از جنس او بودند و خليفه‌اش بر زمين. آمده بود براي زندگي ميان کساني ‌که فراموشش کرده بودند ... از ميان شکافي عظيم در ديوار کعبه!!

            تمام مطلب را اینجا ( http://eshgvamargh.persianblog.ir/post/276 ) بخوانید

                                      ------------------------------------------------


در مکتب علي، حق را به تحقيق مي شناسند نه به تحکم. در اين مکتب حق خداوند است و نه مخلوق، حتي اگر اين مخلوق اشرف مخلوقات باشد. به همين سبب، آنگاه که سخن از حقانيت علي باشد، نمي گويند «علي حق است» بلکه مي گويند، «علي با حق است»! يعني چه!؟ فاعتبروا يا اولي الابصار…

                                     http://ipakchi.ir/blog/?p=437

                                  ---------------------------------------------------

(بعد از غروب 12 رجب ، شب 13 رجب) تولدش بود ....
 

پسرک اکنون در ايام جواني ........ و افتخارش اينست که از عاشقان و سينه چاکان حسين بن علي است و آرزو دارد روزي در رکاب حضرت مهدي(عج) جان خود را سپر بلاي ايشان نمايد.

                                  http://yaa-alii-molaa.blogfa.com/post-5.aspx

                                        --------------------------------------------

اما علي جان! مولا!
در غريبيت همين بس كه عده اي چون من، ادعايي همراهيت را داريم!
ادعاي شيعگيت، عاشقيت ... حال آنكه دورترين فرد، نسبت به تو ايم!

                             از : http://khaneye-doost.blogfa.com/post-159.aspx

                                        -------------------------------------------


با ولاي تو، عبادت کامل است
طوف من، بي حب حيدر باطل است

           تمام شعر را اینجا ببینید :  http://www.shahab-moradi.ir/content/view/454/50/

                                        ---------------------------------------

  - درج لینک به طریق بلاگفایی مقدور نبود!

  - گاهی به بهانه های کوچکی که مرا به فاصله گرفتن از دیگران وا می دارد؛ می خندم/ می گریم

                                                   دوای درد مرا هیچ کس نمی داند
                                                                    فقط بگو به طبیبان دعا  کنند مرا
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:41  توسط آرام   |