یا اله العاصین !
{ امشب کس دیگری هست که از همه ی نورها تصویر می گیرد ...
چارستون نور را ببینید امشب ، که به چار گوشه ی عالم بر افراشته اند .
صدای پروردگار آمرزنده بلند است که آیا کسی باقی نمانده است که اورا بیامرزم ...
اگر امروز هل من مزید اورا نشنوی ، فردا هل من مزید دوزخش را به جان
خواهی شنید . بیا در صف گنه کاران بایست و صدا بزن ای خدای گنه کا ران ...
که امشب با یک اله العاصین لبیک می گوید ... گفت با هفت بار ذکر شریفه ی
یا ارحم الراحمین ، یک لبیک در جواب می گوید ، اما ذکر یا اله العاصین
تمام نشده صدا می زند لبیک ای بنده ی من ... بیا در صف گناه کاران بایستیم ... }*
--------------------------------
تکمله !
* قسمتی از کتاب ِ " بیوتن ِ " رضا امیرخانی - کتاب سخت خوانی که برای گم نشدن در رفت و برگشتهای زمان و مکانی اش ،و برای فهم کلمات انگلیسی که با حروف فارسی بیان شده ؛
و به توصیه نویسنده ، ناشر اجازه ی هیچ گونه ویراستاری در رسم الخط مخصوص آن را نداشته ؛
باید تمرکز زیادی داشت .
- این هم برای عاطفه خانم
( با اینکه مشغول خواندن کتاب است اما دیشب خواست که زودتر آنچه می خواستم بگویم را ، بنویسم )
- حیفم آمد که هنوز" ارمیا " ی امیر خوانی را نخواندم . ( گویا ارمیای بیوتن از آن جا آمده )
- خیلی جاهای کتاب بود که دلم می خواست اینجا نقل کنم . اما شاید جان کلام را همین چند سطربالا ادا کند . چرا که :
- می شود شب قدرت را دور از وطن و" بی وطن " ( بیوتن ) در بلادی و در میان کسانی که اگر نماز می خوانند به زبانی غیر از زبان وحی ؛ و سجده هم که می کنند بر زر !
در میان مسخ شدگان باشی ؛ و آوای " البلا ء للولا ء " را از میان کلمات مبهم و بی معنی " سیلور من " بشنوی و همین بشود ذکر شب قدرت .
- در دیاری باشی که طبّش به عوض رفتن سرا غ علت ، با معلول مبارزه می کند : ( تجویز ویتامین بیوتن برای ترمیم ناخنهای رقاصه ای که به علت استفا ده ی
مداوم از چسب ناخن ، سفید شده )
و یخ چال ذهنت را به برق ِ فهم ِ حیات ِ دنیا که لعب است و لهو بزنی و حواست
باشد که اگر کلمه ای بی راه بگویی رگ گردنت را قطع خواهند کرد ( وتن الوتین )
" و لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین "
- در همان جا در اولین شب قدر ، صدای امیرالمومنین را بشنوی که :
" این اخوانی الذین رکبوالطریق و مضّو ا علی الحقِّ ؟ "
- و از خدا بخواهی که اگر تیر دیگری هم دارد بفرستد ، اگر بلای دیگری هم دارد نازل کند
و دوست داشته باشی در بی وطنی ، در میان دوستانی که به تو خیانت کردند و در میان حرمله های تاریخ که هیچ گاه تیرشان به خطا نمی رود ؛ بالقطع الوتین و مثل ابا عبدالله بمیری ... تا به غایت وجودی ات رسیده باشی .
* * * * * * * * *
عشق از اول سرکش و خونی بود
تا گریزد هر که بیرونی بود
----------------------------
پی نوشت :
بخشی از نظرات جمعی از اهالی ادبیات ( متن کامل را می توانید در اینجا http://www.ketabnews.com/detail-7765-fa-1.html
بخوانید ) :
- بیوطن یک رمان سیاسی نیست. حتی رمان اجتماعی هم نیست. بیوطن یک رمان مذهبی است. رمانی که قهرمان آن در پی پیدا کردن پاسخ برای پرسشهای امروزین هم نسلان خود است
- سرباز تنهایی که در یک بافت پیچیده جدید خود را در تناقض میبیند و هیچ همراهی غیر از ذهن و خاطراتاش پیدا نمیکند و این ذهن خاص اوست که مخاطب را احضار میکند برای دیدن مراسم نبرد تکنفره او با جهان اطرافش...
- رضا امیرخانی در بیوتن، مهر تاکیدی زد بر زبان اختصاصی خودش و داستانسرایی اختصاصی خودش در جریان رماننویسی امروز ایران. این اتفاق ممکن است در آینده به سبک خاص او بدل شود.
- رضا (در تمام آثارش) نقشهایی را که دیده و زندگی کرده برای ما بازآفرینی میکند.
- وقتی کتابی چاپ میشود که هم خوب نوشته شده و هم خواننده دارد، در دل نویسندهها نور امیدی روشن میشود و حسابی سر ذوق میآیند. بیوتن یکی از همین کارهاست. بیوتن را هم میتوان شخصیترین رمان امیرخانی تا این زمان دانست.
- شجاعت نویسنده در پرداختن به مفاهیم دنیای غرب و نگاهش به پدیدهای به نام اسلام آمریکایی تحسین برانگیز است.
- این کتاب دارای شخصیتهایی نزدیک به آدمهای "من او" بوده و از نظر سفرنامه بودن، رمان شباهتهایی با "داستان سیستان" دارد.
- برگ برندهی این رمان، حضور "یک جوان ایرانی معتقد" در قلب و پایتخت جهانی استکبار است که با صبغهای اندیشهای به روایت داستان میپردازد. این رمان ویژه فرهیختگان جامعه است و نباید انتظار داشت که همهی جوانها آن را بخوانند و فروش کتابهای قبلی نویسنده را داشته باشد
----------------------------------------------
http://raahneshin.blogfa.com/post-48.aspx
http://raahneshin.blogfa.com/post-61.aspx
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:42 توسط آرام
|